بلاگی




۶ام مرداد ۱۳۹۷ بلاگی

تلاوت تصویری

دریافت با کیفیت ۱۰۸۰p


ترجمه صوتی نمایشی
“برگرفته از نرم افزار فاخر طنین وحی تولید مرکز خدمات رایانه‌ای حوزه علمیه اصفهان”

«دریافت نرم افزار طنین وحی»


تفسیر مختصر آیات ۱۲ تا ۱۴ سوره نساء (صفحه ۷۹)

(آیه ۱۲) – سهم ارث همسران از یکدیگر!
در این آیه چگونگى ارث زن و شوهر از یکدیگر توضیح داده شده، آیه مى‏ گوید: «و براى شما نصف میراث زنانتان است اگر فرزندى نداشته باشند».
«ولى اگر فرزند و یا فرزندانى براى آنها باشد (حتى اگر از شوهر دیگرى باشد) تنها یک چهارم از آن شماست».
البته این تقسیم نیز «بعد از پرداخت بدهی هاى همسر و انجام وصیت هاى مالى اوست».
«و براى زنان شما یک چهارم میراث شماست اگر فرزندى نداشته باشید».
«و اگر براى شما فرزندى باشد (اگر چه این فرزند از همسر دیگرى باشد) سهم زنان به یک هشتم مى‏ رسد».
این تقسیم نیز همانند تقسیم سابق «بعد از انجام وصیتى که کرده‏ اید و اداى دین» است.
سپس حکم ارث خواهران و برادران را بیان مى‏ کند و مى‏ گوید: «اگر مردى از دنیا برود و برادران و خواهران از او ارث ببرند، یا زنى از دنیا برود و برادر و یا خواهرى داشته باشد هر یک از آنها یک ششم مال را به ارث مى‏ برند».
«کلالة» به خواهران و برادران مادرى که از شخص متوفى ارث مى‏ برند گفته مى‏ شود. این در صورتى است که از شخص متوفى یک برادر و یک خواهر (مادرى) باقى بماند «اما اگر بیش از یکى باشند مجموعاً یک سوم مى‏ برند» یعنى باید ثلث مال را در میان خودشان تقسیم کنند.
سپس اضافه مى‏ کند: «این در صورتى است که وصیت قبلا انجام گیرد و دیون از آن خارج شود».
«به شرط آن که (از طریق وصیت و اقرار به دین) به آنها (ورثه) ضرر نزند».
و در پایان آیه براى تأکید مى‏ فرماید: «این سفارش خداست، و خدا دانا و بردبار است». یعنى، این توصیه‏ اى است الهى که باید آن را محترم بشمرید، زیرا خداوند به منافع و مصالح شما آگاه است که این احکام را مقرر داشته و نیز از نیات وصیت‏ کنندگان آگاه مى‏ باشد، در عین حال حلیم است و کسانى را که بر خلاف فرمان او رفتار مى‏ کنند فورا مجازات نمى‏ نماید!

(آیه ۱۳)- به دنبال بحثى که در آیات گذشته در باره قوانین ارث گذشت در این آیه از این قوانین به عنوان حدود الهى یاد کرده مى‏ فرماید: «اینها حدود و مرزهاى الهى است» که عبور و تجاوز از آنها ممنوع است، و آنها که از حریم آن بگذرند و تجاوز کنند، گناهکار و مجرم شناخته مى‏ شوند.
سپس مى‏ فرماید: «کسانى که خداوند و پیامبر را اطاعت کنند (و این مرزها را محترم شمارند) به طور جاودان در باغهایى از بهشت خواهند بود، که آب از پاى درختان آنها قطع نمى‏ گردد».
در پایان آیه مى‏ فرماید: «این رستگارى و پیروزى بزرگى است».

(آیه ۱۴)- در این آیه به نقطه مقابل کسانى که در آیه قبل بیان شد اشاره کرده، مى‏ فرماید: «آنها که نافرمانى خدا و پیامبر کنند و از مرزها تجاوز نمایند جاودانه در آتش خواهند بود».
و در پایان آیه به سر انجام آنها اشاره کرده، مى‏ فرماید: «آنها عذاب خوارکننده و آمیخته با توهینى دارند».
در جمله قبل جنبه جسمانى مجازات الهى منعکس شده بود، و در این جمله که مسأله اهانت به میان آمده به جنبه روحانى آن اشاره مى‏ کند.

منبع: برگزیده تفسیر نمونه

۹۷/۰۵/۰۶



موافقین۰




مخالفین۰


تعداد بازدید : ۶

۶ام مرداد ۱۳۹۷ بلاگی

تلاوت تصویری

دریافت با کیفیت ۱۰۸۰p


ترجمه صوتی نمایشی
“برگرفته از نرم افزار فاخر طنین وحی تولید مرکز خدمات رایانه‌ای حوزه علمیه اصفهان”

«دریافت نرم افزار طنین وحی»


تفسیر مختصر آیات ۱۸۱ تا ۱۸۶ سوره آل عمران (صفحه ۷۴)

(آیه ۱۸۱)- شأن نزول:
این آیه و آیه بعد در باره توبیخ و سرزنش یهود نازل شده است. پیامبر صلّى اللّه علیه و آله نامه ‏اى به یهود «بنى قینقاع» نوشت و در طى آن، آنها را به انجام نماز و پرداخت زکات، و دادن قرض به خدا (منظور از این جمله انفاق در راه خداست که براى تحریک حد اکثر عواطف مردم از آن چنین تعبیر شده است) دعوت نمود.
فرستاده پیامبر صلّى اللّه علیه و آله به خانه‏ اى که مرکز تدریس مذهبى یهودیان بود و بیت المدارس نام داشت وارد شد، و نامه را به دست «فنحاص» دانشمند بزرگ یهود داد، او پس از مطالعه نامه، با لحن استهزا آمیزى گفت: اگر سخنان شما راست باشد، باید گفت: خدا فقیر است و ما غنى و بى‏ نیاز! زیرا اگر او فقیر نبود، از ما قرض نمى‏خواست! به علاوه محمد صلّى اللّه علیه و آله معتقد است، خدا شما را از رباخوارى نهى کرده، در حالى که خود او در برابر انفاقها به شما وعده ربا و فزونى مى‏ دهد! ولى بعدا «فنحاص» انکار کرد چنین سخنانى را گفته باشد در این موقع این دو آیه نازل گشت.
تفسیر:
در این آیه مى‏ گوید: «خدا سخن کفرآمیز آنان (یهود) را که گفتند: “خداوند فقیر است و ما غنى هستیم” شنید»
بنابراین، انکار آنها بیهوده است، سپس مى‏ گوید: نه تنها سخنان آنها را مى‏ شنویم «بلکه همه آنها را خواهیم نوشت و (همچنین) به قتل رسانیدن پیامبران را به ناحق» مى‏ نویسیم.
ثبت و حفظ اعمال آنها براى این است که روز رستاخیز آن را در برابر آنها قرار مى‏ دهیم «و مى‏ گوییم اکنون نتیجه اعمال خود را به صورت عذاب سوزان بچشید»

(آیه ۱۸۲)- در این آیه مى‏ افزاید: «این عذاب دردناک (که هم اکنون، تلخى آن را مى‏ چشید) نتیجه اعمال خود شماست، این شما بودید که به خود ستم کردید، خدا هرگز به کسى ستم نخواهد کرد»
اصولا اگر امثال شما جنایتکاران، مجازات اعمال خود را نبینید و در ردیف نیکوکاران قرار گیرید، این نهایت ظلم است و اگر خدا، چنین نکند «بِظَلَّامٍ» (بسیار ظلم ‏کننده) خواهد بود.

(آیه ۱۸۳)- شأن نزول:
در مورد نزول این آیه و آیه بعد نقل شده: جمعى از بزرگان یهود به حضور پیامبر صلّى اللّه علیه و آله رسیدند و گفتند: تو ادعا مى ‏کنى که خداوند تو را به سوى ما فرستاده و کتابى هم بر تو نازل کرده است، در حالى که خداوند در تورات از ما پیمان گرفته است به کسى که ادعاى نبوت کند، ایمان نیاوریم مگر این که براى ما حیوانى را قربانى کند و آتش (صاعقه‏ اى) از آسمان بیاید و آن را بسوزاند اگر تو نیز چنین کنى ما به تو ایمان خواهیم آورد، این دو آیه نازل شد و به آنها پاسخ گفت.
تفسیر:
بهانه جویى یهود – یهود، براى این که از قبول اسلام، سر باز زنند، بهانه هاى عجیبى مى‏ آوردند از جمله همان است که در شأن نزول، به آن اشاره شد، آنها مى ‏گفتند: «خداوند از ما پیمان گرفته که دعوت هیچ پیامبرى را نپذیریم، تا براى ما قربانى بیاورد که آتش، آن را بخورد»
سپس مى‏ افزاید: در پاسخ این بهانه جوییها به آنها «بگو: گروهى از پیامبران بنى اسرائیل پیش از من آمدند و نشانه‏ هاى روشنى با خود آوردند و حتى چنین قربانى براى شما آوردند اگر راست مى‏ گویید چرا به آنها ایمان نیاوردید و چرا آنها را کشتید» اشاره به زکریا و یحیى و جمع دیگرى از پیامبران بنى اسرائیل است که به دست خود آنان به قتل رسیدند.

(آیه ۱۸۴)- در این آیه خداوند پیامبر خود را دلدارى مى‏ دهد، مى‏ فرماید:
«پس اگر (این بهانه جویان) تو را تکذیب کنند (چیز تازه‏اى نیست) رسولان پیش از تو (نیز) تکذیب شدند»
«در حالى که آن پیامبران، هم نشانه‏ هاى روشن و معجزات آشکار با خود داشتند» «و هم نوشته‏ هاى متین و محکم و کتاب روشنى بخش آورده بودند»

(آیه ۱۸۵)- قانون عمومى مرگ!

این آیه نخست اشاره به قانونى مى‏ کند که حاکم بر تمام موجودات زنده جهان است و مى‏ گوید: «تمام زندگان خواه و ناخواه روزى مرگ را خواهند چشید»
گر چه بسیارى از مردم مایلند، که فناپذیر بودن خود را فراموش کنند، ولى این واقعیتى است که اگر ما آن را فراموش کنیم، آن هرگز ما را فراموش نخواهد کرد.
سپس مى‏ گوید: بعد از زندگى این جهان، مرحله پاداش و کیفر اعمال شروع مى‏ شود «و شما پاداش خود را بطور کامل در روز قیامت خواهید گرفت»
سپس اضافه مى‏ کند: «کسانى که از تحت تأثیر جاذبه آتش دوزخ دور شوند و داخل در بهشت گردند، نجات یافته، و محبوب و مطلوب خود را پیدا کرده‏ اند»
گویا دوزخ با تمام قدرتش انسانها را به سوى خود جذب مى‏ کند، و راستى عواملى که انسان را به سوى آن مى‏ کشاند جاذبه عجیبى دارند. آیا هوسهاى زود گذر، لذات جنسى نامشروع، مقامها و ثروتهاى غیر مباح، براى هر انسانى جاذبه ندارد؟! در جمله بعد بحث گذشته را تکمیل مى‏ کند، مى‏ گوید: «و زندگى دنیا چیزى جز تمتع و بهره‏ بردارى غرورآمیز نیست»
مهم این است که جهان ماده و لذات آن هدف نهایى انسان قرار نگیرد، و گر نه استفاده از جهان ماده و مواهب آن به عنوان یک وسیله براى نیل به تکامل انسانى، نه تنها نکوهیده نیست، بلکه لازم و ضرورى مى‏ باشد.

(آیه ۱۸۶)- شأن نزول:
هنگامى که مسلمانان، از مکّه به مدینه مهاجرت نمودند و از خانه و زندگى خود دور شدند مشرکان دست تجاوز به اموال آنها دراز کرده و به تصرف خود در آوردند.
و به هنگامى که به مدینه آمدند، در آنجا گرفتار بدگویى و آزار یهودیان مدینه شدند، مخصوصا یکى از آنان به نام کعب بن اشرف شاعرى بدزبان و کینه‏ توز بود که پیوسته پیامبر و مسلمانان را به وسیله اشعار خود هجو مى‏ کرد، حتى زنان و دختران مسلمان را موضوع غزل سرایى و عشقبازى خود قرار مى‏ داد. خلاصه کار وقاحت را به جایى رسانید که پیامبر صلّى اللّه علیه و آله به ناچار دستور قتل او را صادر کرد، و به دست مسلمانان کشته شد.
تفسیر:
از مقاومت خسته نشوید-

این آیه در حقیقت هشدار و آماده باشى است به همه مسلمانان که گمان نکنند حوادث سخت زندگى آنها، پایان یافته و یا مثلا با کشته شدن کعب بن اشرف، شاعر بدزبان و آشوب طلب، دیگر ناراحتى و زخم زبان از دشمن نخواهند دید، نخست مى ‏فرماید: «شما در جان و مالتان مورد آزمایش قرار خواهید گرفت»
در جمله بعد مى‏ گوید: «بطور مسلم در آینده از اهل کتاب (یهود و نصارى) و مشرکان سخنان ناراحت‏کننده فراوانى خواهید شنید»
سپس قرآن به وظیفه‏اى که مسلمانان در برابر این گونه حوادث سخت و دردناک دارند اشاره کرده و مى‏ گوید: «اگر استقامت به خرج دهید، شکیبا باشید، و تقوى و پرهیزکارى پیشه کنید، این از کارهایى است که (نتیجه آن روشن است و لذا) هر انسان عاقلى باید تصمیم انجام آن را بگیرد»
تقارن «صبر» و «تقوا» در آیه گویا اشاره به این است که بعضى افراد در عین استقامت و شکیبایى، زبان به ناشکرى و شکایت باز مى‏ کنند، ولى مؤمنان واقعى صبر و استقامت را همواره با تقوا مى‏ آمیزند، و از این امور دورند.

منبع: برگزیده تفسیر نمونه

۹۷/۰۵/۰۴



موافقین۰




مخالفین۰


تعداد بازدید : ۹

۵ام مرداد ۱۳۹۷ بلاگی

تلاوت تصویری

دریافت با کیفیت ۱۰۸۰p


ترجمه صوتی نمایشی
“برگرفته از نرم افزار فاخر طنین وحی تولید مرکز خدمات رایانه‌ای حوزه علمیه اصفهان”

«دریافت نرم افزار طنین وحی»


تفسیر مختصر آیات ۱۸۷ تا ۱۹۴ سوره آل عمران (صفحه ۷۵)

(آیه ۱۸۷)- به دنبال ذکر پاره‏اى از خلافکاری هاى اهل کتاب، این آیه به یکى دیگر از اعمال زشت آنها که مکتوم ساختن حقایق بوده اشاره مى ‏کند، و مى‏ گوید:
«به یاد آور زمانى را که خداوند از اهل کتاب پیمان گرفت که آیات کتاب را براى مردم آشکار سازید، و هرگز آن را کتمان نکنید»
اما با این همه در این پیمان محکم الهى خیانت کردند و حقایق کتب آسمانى را کتمان نمودند و لذا مى‏ گوید: «آنها کتاب خدا را پشت سر انداختند»
در جمله بعد اشاره به دنیا پرستى شدید و انحطاط فکرى آنها مى‏ کند و مى‏ گوید: «آنها با این کار تنها بهاى ناچیزى به دست آوردند و چه بد متاعى خریدند»
آیه فوق گر چه در باره دانشمندان اهل کتاب (یهود و نصارى) وارد شده ولى در حقیقت اخطارى به تمام دانشمندان و علماى مذهبى است که آنها موظفند در تبیین و روشن ساختن فرمانهاى الهى و معارف دینى بکوشند و خداوند از همه آنها پیمان مؤکدى در این زمینه گرفته است.

(آیه ۱۸۸)- شأن نزول:
نقل کرده‏ اند: جمعى از یهود به هنگامى که آیات کتب آسمانى خویش را تحریف و کتمان مى‏ کردند، از این عمل خود بسیار شاد و مسرور بودند، و در عین حال دوست مى‏ داشتند که مردم آنها را عالم و دانشمند و حامى دین و وظیفه شناس بدانند، آیه نازل شد و به پندار غلط آنها پاسخ گفت.
تفسیر:
از خود راضی ها

این آیه در پاسخ جمعى از دانشمندان یهود که آیات خدا را تحریف مى‏ کردند مى‏ فرماید: «گمان مبر آنها که از اعمال (زشت) خود خوشحالند، و دوست دارند، در برابر کار (نیکى) که انجام نداده‏ اند، از آنها تقدیر شود گمان مبر که ایشان از عذاب پروردگار بدورند، و نجات خواهند یافت» بلکه نجات براى کسانى است که از کار بد خود شرمنده‏ اند.
در پایان آیه مى‏ گوید: نه تنها این گونه اشخاص از خود راضى و مغرور اهل نجات نیستند، بلکه «عذاب دردناکى در انتظار آنهاست»

(آیه ۱۸۹)- در این آیه که بشارتى است براى مؤمنان و تهدیدى است نسبت به کافران، مى‏ فرماید: «و حکومت آسمانها و زمین از آن خداست، و خداوند بر همه چیز قادر است»
یعنى، دلیلى ندارد که مؤمنان براى پیشرفت خود از راه هاى انحرافى وارد شوند، آنها مى‏ توانند در پرتو قدرت خداوند با استفاده از طرق مشروع و صحیح به پیشروى خود ادامه دهند.

(آیه ۱۹۰)- روشن‏ ترین راه خداشناسى!

آیات قرآن تنها براى خواندن نیست، بلکه براى فهم و درک مردم نازل شده و تلاوت و خواندن آیات مقدمه‏ اى است، براى اندیشیدن، لذا در آیه مورد بحث اشاره به عظمت آفرینش آسمان و زمین کرده و مى‏ گوید: «در آفرینش آسمانها و زمین و آمد و شد شب و روز نشانه‏ هاى روشنى براى صاحبان خرد و اندیشمندان است».

(آیه ۱۹۱)- نقشه دلربا و شگفت انگیز این جهان آنچنان قلوب صاحبان خرد را به خود جذب مى‏ کند که در جمیع حالات به یاد پدید آوردنده این نظام و اسرار شگرف آن مى‏ باشند، لذا آیه شریفه مى‏ فرماید: «خردمندان آنها هستند که خدا را در حال ایستادن و نشستن و آنگاه که بر پهلو خوابیده‏ اند یاد مى‏ کنند و در اسرار آفرینش آسمانها و زمین مى‏ اندیشند»
یعنى همیشه و در همه حال غرق این تفکر حیات بخشند.
لذا خردمندان، با توجه به این حقیقت، این زمزمه را سر مى‏ دهند که:
«خداوندا! این (دستگاه با عظمت) را بیهوده، نیافریده‏ اى» و همه روى حکمت و هدف صحیحى آفریده شده.
در این موقع متوجه مسؤولیت هاى خود مى‏ شوند، و از خدا تقاضاى توفیق انجام آنها را مى‏ طلبند، تا از کیفر او در امان باشند و لذا مى‏ گویند: «خداوندا! تو منزه و پاکى ما را از عذاب آتش نگاهدار»

(آیه ۱۹۲)- «بار الها! هر که را تو (بر اثر اعمالش) به دوزخ افکنى او را خوار و رسوا ساخته‏ اى، و براى افراد ستمگر، یاورى نیست»
از این آیه استفاده مى‏ شود که دردناکترین عذاب رستاخیز، همان رسوایى در پیشگاه خدا و بندگان خداست.

(آیه ۱۹۳)- صاحبان عقل و خرد، پس از دریافت هدف آفرینش، این نکته را نیز متوجه مى‏ شوند، که این راه پرفراز و نشیب را بدون رهبران الهى، هرگز نمى‏ توانند بپیمایند. لذا همواره منتظر شنیدن صداى منادیان ایمان هستند و تا نخستین نداى آنها را بشنوند به سرعت به سوى آنها مى‏ شتابند، و با تمام وجود ایمان مى‏ آورند و به پیشگاه پروردگار خود عرض مى‏ کنند: «بار الها! ما صداى منادى توحید را شنیدیم که ما را دعوت به سوى ایمان به پروردگارمان مى‏ کرد، و به دنبال آن ایمان آوردیم»
بار الها! اکنون ما با تمام وجود خود ایمان آوردیم، اما از آنجا که در معرض وزش توفان هاى شدید غرایز گوناگون قرار داریم، گاهى لغزش هایى از ما سر مى‏ زند و مرتکب گناهانى مى‏ شویم، «خداوندا! ما را ببخش و گناهان ما را بیامرز و لغزشهاى ما را پوشیده دار و ما را با نیکان و در راه و رسم آنان، بمیران»

(آیه ۱۹۴)- آنها در آخرین مرحله و پس از پیمودن راه توحید و ایمان به رستاخیز و اجابت دعوت پیامبران و انجام وظایف و مسؤولیتهاى خویش از خداى خود تقاضا مى ‏کنند و مى‏ گویند اکنون که ما به پیمان خویش وفا کردیم «بار الها! آنچه را تو به وسیله پیامبرانت به ما وعده فرمودى (و مژده دادى) به ما مرحمت کن، و ما را در روز رستاخیز رسوا مگردان، زیرا تو هر چه را وعده دهى تخلّف‏ ناپذیر است»
پنج آیه فوق از فرازهاى تکان دهنده قرآن است که مجموعه ‏اى از معارف دینى آمیخته با لحن لطیف مناجات و نیایش، در شکل یک نغمه آسمانى مى‏ باشد، و در روایات اهل بیت علیهم السّلام نیز دستور داده شده که هر کس براى نماز شب بر مى‏ خیزد این آیات را تلاوت کند.

منبع: برگزیده تفسیر نمونه

۹۷/۰۵/۰۴



موافقین۰




مخالفین۰


تعداد بازدید : ۱۰

۵ام مرداد ۱۳۹۷ بلاگی

تلاوت تصویری

دریافت با کیفیت ۱۰۸۰p


ترجمه صوتی نمایشی
“برگرفته از نرم افزار فاخر طنین وحی تولید مرکز خدمات رایانه‌ای حوزه علمیه اصفهان”

«دریافت نرم افزار طنین وحی»


تفسیر مختصر آیات ۱۹۵ تا پایان سوره آل عمران (صفحه۷۶)

(آیه ۱۹۵) شأن نزول:
این آیه دنباله آیات پیشین در باره صاحبان عقل و خرد، و نتیجه اعمال آنها مى‏ باشد و در مورد نزول آن نقل شده که: «امّ سلمه» (یکى از همسران رسول خدا) خدمت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله عرض کرد: در قرآن از جهاد و هجرت و فداکارى مردان، فراوان بحث شده آیا زنان هم در این قسمت سهمى دارند؟ آیه نازل شد و به این سؤال پاسخ گفت.
تفسیر:
نتیجه برنامه خردمندان
در پنج آیه گذشته، فشرده‏ اى از ایمان و برنامه‏ هاى عملى و درخواستهاى صاحبان فکر و خرد و نیایش هاى آنها بیان شد در این آیه مى‏ فرماید: «پروردگارشان بلافاصله درخواست هاى آنها را اجابت مى‏ کند»
و براى این که اشتباه نشود و ارتباط پیروزى و نجات آدمى با اعمال و کردار او قطع نگردد بلافاصله مى‏ فرماید: «من هرگز عمل هیچ عمل‏ کننده‏ اى از شما را ضایع نمى‏ کنم»
سپس براى این که تصور نشود که این وعده الهى اختصاص به دسته معینى دارد صریحا مى‏ فرماید: «این عمل‏ کننده خواه مرد باشد یا زن، تفاوتى نمى‏ کند»
از اینجا روشن مى‏ شود این که پاره‏ اى از افراد بى‏ اطلاع گاهى اسلام را متهم مى‏ کنند که اسلام دین مردهاست نه زنها، چه اندازه از حقیقت دور است! زیرا همه شما در آفرینش به یکدیگر بستگى دارید «بعضى از شما از بعض دیگر تولد یافته‏ اید» زنان از مردان و مردان از زنان
در جمله بعد چنین نتیجه‏ گیرى مى‏ کند، مى‏ فرماید: «آنها که در راه خدا هجرت کردند، و از خانه‏ هاى خود بیرون رانده شدند، و در راه من آزار دیدند، و جنگ کردند و کشته شدند، به یقین گناهانشان را مى‏ بخشم»
سپس مى‏ فرماید: علاوه بر این که گناهان آنها را مى‏ بخشم، بطور مسلم «آنها را در بهشتى جاى مى‏ دهم که از زیر درختان آن، نهرها در جریان است و مملو از انواع نعمت هاست»
«این پاداشى است که به پاس فداکارى آنها از ناحیه خداوند، به آنها داده مى‏ شود و بهترین پاداش ها و اجرها در نزد پروردگار است»
اشاره به این که پاداشهاى الهى براى مردم این جهان بطور کامل قابل توصیف نیست همین اندازه باید بدانند که از هر پاداشى بالاتر است.

(آیه ۱۹۶) شأن نزول:
بسیارى از مشرکان مکه و یهودیان مدینه تجارت پیشه بودند، و در ناز و نعمت به سر مى‏ بردند در حالى که مسلمانان در آن زمان به خاطر شرایط خاص زندگى و از جمله مسأله مهاجرت از مکه به مدینه و محاصره اقتصادى از ناحیه دشمنان نیرومند، از نظر وضع مادى بسیار در زحمت بودند، و به عسرت زندگى مى‏ کردند، مقایسه این دو حالت این سؤال را براى بعضى طرح کرده بود که چرا افراد بى‏ ایمان این چنین در ناز و نعمتند، اما افراد با ایمان در رنج و عذاب و فقر و پریشانى زندگى مى‏ کنند؟ آیه نازل شد و به این سؤال پاسخ گفت.
تفسیر:
یک سؤال ناراحت‏ کننده
سؤالى که در شأن نزول بالا براى جمعى از مسلمانان عصر پیامبر، مطرح بود یک سؤال عمومى و همگانى براى بسیارى از مردم در هر عصر و زمان است، آنها غالبا زندگى مرفّه و پرناز و نعمت گردنکشان فراعنه و افراد بى‏ بند و بار را، با زندگى پرمشقت جمعى از افراد با ایمان مقایسه مى‏ کنند، و گاهى این موضوع در افراد سست ایمان ایجاد شک و تردید مى‏ کند.
این سؤال اگر به دقت بررسى شود پاسخهاى روشنى دارد که آیه مورد بحث به بعضى از آنها اشاره کرده است، مى‏ گوید: «رفت و آمد پیروزمندانه کافران در شهرهاى مختلف هرگز تو را نفریبد»

(آیه ۱۹۷)- در این آیه مى‏ فرماید: «این پیروزیها و در آمدهاى مادى بى‏ قید و شرط، پیروزی هاى زود گذر و اندکند»
یعنى: پیروزیهاى طغیانگران و ستمکاران ابعاد محدودى دارد، همانطور که محرومیتها و ناراحتیهاى بسیارى از افراد با ایمان نیز محدود است.
سپس اضافه مى‏ کند: «به دنبال این پیروزیها عواقب شوم و مسؤولیت هاى آن دامان آنها را خواهد گرفت و جایگاهشان دوزخ است چه جایگاه بد و آرامگاه نامناسبى»
بنابراین نمى‏ توان حال این دو را با هم مقایسه کرد، زیرا افراد بى‏ ایمان از هر طریقى خواه مشروع یا نامشروع و حتى با مکیدن خون بى‏ نوایان براى خود ثروت اندوزى مى‏ کنند در حالى که مؤمنان براى رعایت اصول حق و عدالت محدودیت هایى دارند و باید هم داشته باشند.

(آیه ۱۹۸)- در آیه قبل سر انجام افراد بى‏ ایمان تشریح شده بود، و در این آیه پایان کار پرهیزکاران بیان مى‏ گردد، مى‏ فرماید: «ولى آنها که پرهیزکارى پیشه کردند (و براى رسیدن به سرمایه‏ هاى مادى موازین حق و عدالت را در نظر گرفتند، و یا به خاطر ایمان به خدا از وطن هاى خود آواره شدند و در محاصره اجتماعى و اقتصادى قرار گرفتند) در برابر این مشکلات، خداوند باغهایى از بهشت در اختیار آنان مى‏ گذارد که نهرهاى آب از زیر درختان آن جارى است و جاودانه در آن مى‏ مانند»
سپس مى‏ افزاید: «باغ هاى بهشت با آن همه مواهب مادى نخستین وسیله پذیرایى از پرهیزکاران مى‏ باشد»
و اما پذیرایى مهم و عالیتر همان نعمتهاى روحانى و معنوى است که در پایان آیه به آن اشاره شده، مى‏ فرماید: «آنچه نزد خداست براى نیکان بهتر است»

(آیه ۱۹۹) شأن نزول:
در سال نهم هجرى در ماه رجب نجاشى وفات یافت، خبر درگذشت او با یک الهام در همان روز به پیامبر رسید، پیامبر به مسلمانان فرمود: حاضر شوید تا به پاس خدماتى که در حق مسلمانان کرده است بر او نماز گذاریم، آنگاه به قبرستان بقیع آمد و از دور بر او نماز گذاشت. بعضى از منافقان گفتند: محمد صلّى اللّه علیه و آله بر مردى کافرى که هرگز او را ندیده است نماز مى‏ گذارد، و حال آن که آیین او را نپذیرفته است آیه نازل شد و به آنها پاسخ گفت.
تفسیر:
این آیه در باره مؤمنان اهل کتاب است، و سخن از اقلیتى به میان مى‏ آورد که دعوت پیغمبر را اجابت کردند، و براى آنها پنج صفت ممتاز بیان مى‏ کند:
۱- «و از اهل کتاب کسانى هستند که (از جان و دل) به خدا ایمان مى‏ آورند»
۲- «آنها به قرآن و آنچه بر شما مسلمانان نازل شده است، ایمان مى‏ آورند»
۳- ایمان آنها به پیامبر اسلام صلّى اللّه علیه و آله در حقیقت از ایمان واقعى به کتاب آسمانى خودشان و بشاراتى که در آن آمده است سر چشمه مى‏ گیرد بنابراین: «آنها به آنچه بر خودشان نازل شده نیز ایمان دارند»
۴- «آنها در برابر فرمان خدا تسلیم و خاضعند» و همین خضوع آنهاست که انگیزه ایمان واقعى شده و میان آنها و تعصبهاى جاهلانه، جدایى افکنده است.
۵- «آنها هرگز آیات الهى را به بهاى ناچیز نمى‏ فروشند»
با داشتن آن برنامه روشن و زنده و صفات عالى انسانى «اینها پاداش خود را نزد پروردگار خواهند داشت»
در پایان آیه مى‏ فرماید: «خداوند به سرعت حساب بندگان را رسیدگى مى‏ کند»
بنابراین، نه نیکوکاران براى دریافت پاداش خود گرفتار مشکلى مى‏ شوند و نه مجازات بدکاران به تأخیر مى‏ افتد.

(آیه ۲۰۰)- این آیه آخرین آیه سوره آل عمران و محتوى یک برنامه جامع چهار ماده‏ اى که ضامن سر بلندى و پیروزى مسلمین است، مى‏ باشد:
۱- نخست روى سخن را به همه مؤمنان کرده و به اولین ماده این برنامه اشاره مى‏ کند و مى‏ فرماید: «اى کسانى که ایمان آورده‏ اید! در برابر حوادث ایستادگى کنید»
صبر و استقامت در برابر مشکلات و هوسها و حوادث، در حقیقت ریشه اصلى هر گونه پیروزى مادى و معنوى را تشکیل مى‏دهد.
۲- در مرحله دوم قرآن به افراد با ایمان دستور به استقامت در برابر دشمن مى ‏دهد و مى‏ فرماید: «و در برابر دشمنان نیز استقامت به خرج دهید»
۳- در جمله بعد به مسلمانان دستور آماده باش در برابر دشمن و مراقبت دائم از مرزها و سرحدات کشورهاى اسلامى مى‏ دهد و مى‏ فرماید: «از مرزهاى خود، مراقبت به عمل آورید»
این دستور به خاطر آن است که مسلمانان هرگز گرفتار حملات غافلگیرانه دشمن نشوند. و در برابر حملات شیطان و هوسهاى سرکش همیشه آماده و مراقب باشند.
۴- بالاخره در آخرین دستور که همچون چترى بر همه دستورهاى سابق سایه مى‏ افکند، مى‏ فرماید: «و از خدا بپرهیزید»
سپس مى‏ گوید: «شاید رستگار شوید»
یعنى شما در سایه به کار بستن این چهار دستور، مى‏ توانید رستگار شوید و با تخلف از آنها راهى به سوى رستگارى نخواهید داشت.
به هر حال اگر روح استقامت و پایمردى در مسلمانان زنده شود، اگر در برابر افزایش تلاش و کوشش دشمنان، مسلمانان تلاش و کوشش بیشترى از خود نشان دهند و پیوسته از مرزهاى جغرافیایى و عقیده‏ اى خود مراقبت نمایند و علاوه بر همه اینها با تقواى فردى و اجتماعى، گناه و فساد را از جامعه خود دور کنند پیروزى آنها تضمین خواهد شد.

“پایان سوره آل عمران”

منبع: برگزیده تفسیر نمونه

۹۷/۰۵/۰۵



موافقین۰




مخالفین۰


تعداد بازدید : ۵

۵ام مرداد ۱۳۹۷ بلاگی

تلاوت تصویری

دریافت با کیفیت ۱۰۸۰p


ترجمه صوتی نمایشی
“برگرفته از نرم افزار فاخر طنین وحی تولید مرکز خدمات رایانه‌ای حوزه علمیه اصفهان”

«دریافت نرم افزار طنین وحی»


تفسیر مختصر آیات ۱ تا ۶ سوره نساء (صفحه ۷۷)

“سوره نساء”

این سوره در «مدینه» نازل شده و ۱۷۶ آیه است.
سوره نساء از نظر ترتیب نزول، بعد از سوره «ممتحنه» قرار دارد. زیرا مى‏ دانیم ترتیب کنونى سوره‏ هاى قرآن مطابق ترتیب نزول سوره‏ ها نیست.
همچنین از نظر تعداد کلمات و حروف، این سوره طولانى‏ ترین سوره‏ هاى قرآن بعد از سوره «بقره» مى‏ باشد و نظر به این که بحث هاى فراوانى در مورد احکام و حقوق زنان در آن آمده، به سوره «نساء» نامیده شده است.

محتواى سوره:
بحثهاى مختلف این سوره عبارتند از:
۱- دعوت به ایمان و عدالت و قطع رابطه دوستانه با دشمنان سرسخت.
۲- قسمتى از سرگذشت پیشینیان براى آشنایى به سرنوشت جامعه‏ هاى ناسالم.
۳- حمایت از نیازمندان، مانند یتیمان.
۴- قانون ارث بر اساس یک روش طبیعى و عادلانه.
۵- قوانین مربوط به ازدواج و برنامه‏ هایى براى حفظ عفت عمومى.
۶- قوانین کلى براى حفظ اموال عمومى.
۷- معرفى دشمنان جامعه اسلامى و بیدارباش به مسلمانان در برابر آنها.
۸- حکومت اسلامى و لزوم اطاعت از رهبر چنین حکومتى.
۹- اهمیت هجرت و موارد لزوم آن.

فضیلت تلاوت این سوره:
پیامبر اسلام صلّى اللّه علیه و آله طبق روایتى فرمود: «هر کس سوره نساء را بخواند، گویا به اندازه هر مسلمانى که طبق مفاد این سوره ارث مى‏ برد، در راه خدا انفاق کرده است و همچنین پاداش کسى را که برده‏ اى را آزاد کرده به او مى‏ دهند».
بدیهى است در این روایت و در تمام روایات مشابه آن، منظور تنها خواندن آیات نیست بلکه خواندن، مقدمه‏ اى است براى فهم و درک، و آن نیز به نوبه خود مقدمه‏ اى است براى پیاده ساختن آن در زندگى فردى و اجتماعى.

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم

(آیه ۱)- مبارزه با تبعیض ها!

روى سخن در نخستین آیه این سوره به تمام افراد انسان است و آنها را دعوت به تقوى و پرهیزکارى مى‏ کند و مى‏ فرماید: «اى مردم از پروردگارتان بپرهیزید»
سپس براى معرفى خدایى که نظارت بر تمام اعمال انسان دارد به یکى از صفات او اشاره مى ‏کند که ریشه وحدت اجتماعى بشر است «آن خدایى که همه شما را از یک انسان پدید آورد»
«نَفْسٍ واحِدَةٍ» اشاره به نخستین انسانى است که قرآن او را به نام آدم پدر انسان هاى امروز معرفى کرده و تعبیر «بنى آدم» در آیات قرآن نیز اشاره به همین است.
سپس در جمله بعد مى‏ گوید: «همسر آدم را از او آفرید» و معنى آن این است که همسر آدم را از جنس او قرار داد نه از اعضاى بدن او و طبق روایتى از امام باقر علیه السّلام، خلقت حوّا از یکى از دنده‏ هاى آدم شدیداً تکذیب شده و تصریح شده که حوّا از باقیمانده خاک آدم آفریده شده است.
سپس در جمله بعد مى‏ فرماید: «خداوند از آدم و همسرش، مردان و زنان فراوانى به وجود آورد» از این تعبیر استفاده مى‏ شود که تکثیر نسل فرزندان آدم تنها از طریق آدم و همسرش صورت گرفته است و موجود دیگرى در آن دخالت نداشته است.
سپس به خاطر اهمیتى که تقوا در ساختن زیر بناى یک جامعه سالم دارد مجددا در ذیل آیه مردم را به پرهیزکارى و تقوا دعوت مى‏ کند و مى‏ فرماید: «از خدایى بپرهیزید که در نظر شما عظمت دارد و به هنگامى که مى‏ خواهید چیزى از دیگرى طلب کنید نام او را مى‏ برید»
و اضافه مى‏ کند: «از خویشاوندان خود و (قطع پیوند آنها) بپرهیزید»
ذکر این موضوع در اینجا نشانه اهمیت فوق العاده‏ اى است که قرآن براى صله رحم قائل است.
در پایان آیه مى‏ افزاید: «خداوند مراقب شماست» (إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلَیْکُمْ رَقِیباً). و تمام اعمال و نیات شما را مى‏ بیند و در ضمن نگهبان شما در برابر حوادث است.

(آیه ۲) شأن نزول:
شخصى از قبیله «بنى غطفان» برادر ثروتمندى داشت که از دنیا رفت، و او به عنوان سرپرستى از یتیمان برادر، اموال او را به تصرف در آورد، و هنگامى که برادر زاده به حدّ رشد رسید، از دادن حق او امتناع ورزید، موضوع را به خدمت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله عرض کردند، آیه نازل گردید، و مرد غاصب بر اثر شنیدن آن توبه کرد و اموال را به صاحبش بازگرداند و گفت: اعوذ باللّه من الحوب الکبیر: «به خدا پناه مى‏ برم از این که آلوده به گناه بزرگى شوم».
تفسیر:
خیانت در اموال یتیمان ممنوع
در هر اجتماعى بر اثر حوادث گوناگون پدرانى از دنیا مى‏ روند و فرزندان صغیرى از آنها باقى مى‏ مانند.
در این آیه سه دستور مهم در باره اموال یتیمان داده شده است:
۱- نخست دستور مى‏ دهد که: «اموال یتیمان را (به هنگامى که رشد پیدا کنند) به آنها بدهید» یعنى، تصرف شما در این اموال تنها به عنوان امین و ناظر است نه مالک.
۲- دستور بعد براى جلوگیرى از حیف و میل هایى است، که گاهى سرپرست هاى یتیمان به بهانه این که تبدیل کردن مال به نفع یتیم است یا تفاوتى با هم ندارد، و یا اگر بماند ضایع مى‏ شود، اموال خوب و زبده یتیمان را بر مى‏ داشتند و اموال بد و نامرغوب خود را به جاى آن مى‏ گذاشتند. قرآن مى‏ گوید: «و هیچ گاه اموال پاکیزه آنها را با اموال ناپاک و پست خود تبدیل نکنید»
۳- «و اموال آنها را با اموال خود نخورید» یعنى، اموال یتیمان را با اموال خود مخلوط نکنید به طورى که نتیجه‏ اش تملّک همه باشد، و یا این که اموال بد خود را با اموال خوب آنها مخلوط نسازید که نتیجه‏ اش پایمال شدن حق یتیمان باشد.
در پایان آیه، براى تأکید و اثبات اهمیت موضوع مى‏ فرماید: «این گونه تعدى و تجاوز به اموال یتیمان، گناه بزرگى است»

(آیه ۳) شأن نزول:
قبل از اسلام معمول بود که بسیارى از مردم حجاز، دختران یتیم را به عنوان تکفّل و سرپرستى به خانه خود مى‏ بردند، و بعد با آنها ازدواج کرده و اموال آنها را هم تملک مى‏ کردند، و چون همه کار، دست آنها بود حتى مهریّه آنها را کمتر از معمول قرار مى‏ دادند، و هنگامى که کمترین ناراحتى از آنها پیدا مى‏ کردند به آسانى آنها را رها مى‏ ساختند.
در این هنگام آیه نازل شد و به سرپرستان ایتام دستور داد در صورتى با دختران یتیم ازدواج کنند که عدالت را به طور کامل در باره آنها رعایت نمایند.
تفسیر:
در این آیه اشاره به یکى دیگر از حقوق یتیمان مى‏ کند و مى‏ فرماید:
«اگر مى‏ ترسید به هنگام ازدواج با دختران یتیم رعایت حق و عدالت را در باره حقوق زوجیت و اموال آنان ننمایید از ازدواج با آنها چشم بپوشید و به سراغ زنان دیگر بروید»
سپس مى‏ فرماید: «از آنها دو نفر یا سه نفر یا چهار نفر به همسرى خود انتخاب کنید»
سپس بلافاصله مى‏ گوید: این در صورت حفظ عدالت کامل است «اما اگر مى‏ ترسید عدالت را (در مورد همسران متعدد) رعایت ننمایید تنها به یک همسر اکتفا کنید» تا از ظلم و ستم بر دیگران بر کنار باشید.
«و یا (به جاى انتخاب همسر دوم) از کنیزى که مال شما است استفاده کنید» زیرا شرایط آنها سبکتر است، اگر چه آنها نیز باید از حقوق حقه خود برخوردار باشند.
«این کار (انتخاب یک همسر و یا انتخاب کنیز) از ظلم و ستم و انحراف از عدالت، بهتر جلوگیرى مى‏ کند».
در باره عدالت همسران، آنچه مرد موظف به آن است رعایت عدالت در جنبه‏ هاى عملى و خارجى است چه این که عدالت در محبت هاى قلبى خارج از قدرت انسان است «بحث جالبى که پیرامون “تعدّد همسر” در ذیل همین آیه در “تفسیر نمونه” آمده، مطالعه فرمایید.»

(آیه ۴)- مهر زنان!

به دنبال بحثى که در آیه گذشته در باره انتخاب همسر بود، در این آیه اشاره به یکى از حقوق مسلم زنان مى‏ کند و تأکید مى‏ نماید که: مهر زنان را بطور کامل به عنوان یک عطیه (الهى) بپردازید»
سپس در ذیل آیه براى احترام گذاردن به احساسات طرفین و محکم شدن پیوندهاى قلبى و جلب عواطف مى‏ گوید: «اگر زنان با رضایت کامل خواستند مقدارى از مهر خود را ببخشند براى شما حلال و گواراست» تا در محیط زندگى زناشویى تنها قانون و مقررات خشک حکومت نکند، بلکه به موازات آن عاطفه و محبت نیز حکم فرما باشد.

«مهر» یک پشتوانه اجتماعى براى زن
در عصر جاهلیت نظر به این که براى زنان ارزشى قائل نبودند، غالبا مهر را که حق مسلم زن بود در اختیار اولیاى او قرار مى ‏دادند، و آن را ملک مسلم آنها مى‏ دانستند، گاهى نیز مهر یک زن را ازدواج زن دیگرى قرار مى‏ دادند، اسلام بر تمام این رسوم ظالمانه خط بطلان کشید و مهر را به عنوان یک حق مسلم به زن اختصاص داد.
و اگر بعضى براى «مهر» تفسیر غلطى کرده‏ اند و آن را یک نوع «بهاى زن» پنداشته‏ اند ارتباط به قوانین اسلام ندارد، زیرا در اسلام «مهر» به هیچ وجه جنبه بها و قیمت کالا ندارد، و بهترین دلیل آن همان صیغه ازدواج است که در آن رسما «مرد» و «زن» به عنوان دو رکن اساسى پیمان ازدواج به حساب آمده‏ اند و مهر یک چیز اضافى و در حاشیه قرار گرفته است به همین دلیل اگر در صیغه عقد اسمى از مهر نبرند، عقد باطل نیست، در حالى که اگر در خرید و فروش و معاملات اسمى از قیمت برده نشود مسلما باطل خواهد بود.

(آیه ۵)- سفیه کیست؟

به دنبال بحثى که در آیات پیش در باره یتیمان گذشت این آیه و آیه بعد، آن را تکمیل مى‏ کند، و مى‏ فرماید: «اموال و ثروت هاى خود را به دست افراد سفیه نسپارید» و بگذارید در مسائل اقتصادى رشد پیدا کنند تا اموال شما در معرض مخاطره و تلف قرار نگیرد.
منظور از «سفاهت» در این جمله، عدم رشد کافى در خصوص امور مالى است بطورى که شخص نتواند سرپرستى اموال خود را به عهده گیرد و در مبادلات، منافع خود را تأمین نماید.
در جمله بعد قرآن تعبیر جالبى در باره اموال و ثروتها کرده و مى‏ گوید: «این سرمایه‏ هاى شما که قوام زندگانى و اجتماع شما به آن است و بدون آن نمى‏ توانید کمر راست کنید» به دست سفیهان و اسرافکاران نسپارید.
از این تعبیر به خوبى اهمیتى را که اسلام براى مسائل مالى و اقتصادى قائل است روشن مى‏ شود، و به عکس آنچه در انجیل کنونى «انجیل متى باب ۱۹ شماره ۲۳» مى‏ خوانیم که «شخص پولدار هرگز وارد ملکوت آسمانها نمى‏ شود» اسلام مى‏ گوید ملتى که فقیر باشد هرگز نمى‏ تواند کمر راست کند و عجب این است که آنها با آن تعلیمات غلط به کجا رسیده‏ اند و ما با این تعلیمات عالى در چه مرحله‏ اى سیر مى‏ کنیم!
در پایان آیه دو دستور مهم در باره یتیمان مى‏ دهد نخست این که «خوراک و پوشاک آنها را از طریق اموالشان تأمین کنید» تا با آبرومندى بزرگ شوند و به حد بلوغ برسند. دیگر این که: «با یتیمان بطور شایسته سخن گویید» یعنى، با عبارات و سخنان دلنشین و شایسته هم کمبود روانى آنها را برطرف سازید و هم به «رشد عقلى» آنها کمک کنید تا به موقع بلوغ از رشد عقلى کافى برخوردار باشند، و به این ترتیب برنامه سازندگى شخصیت آنها نیز جزء وظایف سرپرستان خواهد بود.

(آیه ۶)- در این آیه دستور دیگرى در باره یتیمان و سرنوشت اموال آنها داده و مى ‏فرماید: «یتیمان را بیازمایید تا هنگامى که به حد بلوغ برسند» «و اگر در این موقع در آنها رشد (کافى) براى اداره اموال خود یافتید، اموالشان را به آنها بازگردانید»
سپس بار دیگر به سرپرستان تأکید مى‏ کند، مى‏ گوید: «و پیش از آن که بزرگ شوند اموالشان را از روى اسراف نخورید»
و دیگر این که: «سرپرستان ایتام اگر متمکّن و ثروتمندند نباید به هیچ عنوانى از اموال ایتام استفاده کنند و اگر فقیر و نادار باشند تنها مى‏ توانند (در برابر زحماتى که به خاطر حفظ اموال یتیم متحمل مى‏ شوند) با رعایت عدالت و انصاف، حق الزحمه خود را از اموال آنها بردارند»
سپس به آخرین حکم در باره اولیاء ایتام اشاره کرده، مى‏ فرماید: «هنگامى که مى‏ خواهید اموال آنها را به دست آنها بسپارید گواه بگیرید» تا جاى اتهام و نزاع و گفتگو باقى نماند».
در پایان آیه مى‏ فرماید: اما بدانید که حساب کننده واقعى خداست و مهمتر از هر چیز این است که حساب شما نزد او روشن باشد، اوست که اگر خیانتى از شما سر زند و بر گواهان مخفى بماند به حساب آن رسیدگى خواهد کرد «و خداوند براى محاسبه کافى است».

منبع: برگزیده تفسیر نمونه

۹۷/۰۵/۰۵



موافقین۰




مخالفین۰


تعداد بازدید : ۴

۴ام مرداد ۱۳۹۷ بلاگی

تلاوت تصویری

دریافت با کیفیت ۱۰۸۰p


ترجمه صوتی نمایشی
“برگرفته از نرم افزار فاخر طنین وحی تولید مرکز خدمات رایانه‌ای حوزه علمیه اصفهان”

«دریافت نرم افزار طنین وحی»


تفسیر مختصر آیات ۱۶۶ تا ۱۷۳ سوره آل عمران (صفحه ۷۲)

(آیه ۱۶۶)- باید صفوف مشخص شود!

آیه مورد بحث این نکته را تذکر مى ‏دهد که هر مصیبتى (مانند مصیبت احد) که پیش مى ‏آید علاوه بر این که بدون علت نیست وسیله آزمایشى است براى جدا شدن صفوف مجاهدان راستین از منافقان و یا افراد سست ایمان، لذا در قسمت اول آیه مى ‏فرماید: «آنچه در روز احد آن روز که جمعیت مسلمانان با بت ‏پرستان به هم در آویختند بر شما وارد شد به فرمان خدا بود و طبق خواست و اراده او صورت گرفت»
منظور از «اذن الله» (فرمان خدا) همان اراده و مشیت اوست که به صورت قانون علیت در عالم هستى منعکس شده است.
و در پایان آیه مى‏ فرماید: یکى دیگر از آثار این جنگ، این بود که: «صفوف مؤمنان و منافقان از هم مشخص شود و افراد با ایمان از سست ایمان شناخته گردند»

(آیه ۱۶۷)- در این آیه به اثر دیگرى اشاره کرده، مى ‏فرماید: «تا کسانى که نفاق ورزیدند شناخته شوند»
سپس قرآن گفتگویى که میان بعضى از مسلمانان و منافقین، قبل از جنگ رد و بدل شد به این صورت بیان مى‏ کند: بعضى از مسلمانان (که طبق نقل ابن عباس «عبد اللّه بن عمر بن حزام» بوده است) هنگامى که دید «عبد اللّه بن ابى سلول» با یارانش خود را از لشکر اسلام کنار کشیده و تصمیم بازگشت به مدینه دارند «گفت: بیایید یا به خاطر خدا و در راه او پیکار کنید و یا لا اقل در برابر خطرى که وطن و خویشان شما را تهدید مى‏ کند دفاع نمایید» . ولى آنها به یک بهانه واهى دست زدند و «گفتند: ما اگر مى‏ دانستیم جنگ مى‏ شود بى‏گمان از شما پیروى مى‏ کردیم»
اینها بهانه‏ اى بیش نبود، هم وقوع جنگ حتمى بود و هم مسلمانان در آغاز پیروز شدند و اگر شکستى دامنگیرشان شد، بر اثر اشتباهات و خلافکاریهاى خودشان بود، خداوند مى‏ گوید: آنها دروغ مى‏ گفتند: «آنها در آن روز به کفر نزدیکتر از ایمان بودند»
از جمله فوق استفاده مى‏ شود که کفر و ایمان داراى درجاتى است که به عقیده و طرز عمل انسان بستگى دارد.
«آنها به زبان چیزى مى‏ گویند که در دل ندارند»
آنها به خاطر لجاجت روى پیشنهاد خود، دائر به جنگ کردن در خود مدینه، و با ترس از ضربات دشمن و یا بى‏ علاقگى به اسلام از شرکت در میدان جنگ خوددارى کردند.
«ولى خداوند به آنچه منافقان کتمان مى ‏کنند آگاهتر است»
هم در این جهان پرده از چهره آنان برداشته و قیافه آنها را به مسلمانان نشان مى‏ دهد و هم در آخرت به حساب آنها رسیدگى خواهد کرد.

(آیه ۱۶۸)- گفته‏ هاى بى‏ اساس منافقان!

منافقان علاوه بر این که خودشان از جنگ احد کناره ‏گیرى کردند به هنگام بازگشت مجاهدان زبان به سرزنش آنها گشودند قرآن در این آیه به گفتار بى ‏اساس آنها پاسخ مى ‏دهد و مى ‏گوید: «آنها که از جنگ کناره گیرى کردند و در باره برادران خود گفتند اگر از ما اطاعت کرده بودند هیچ گاه کشته نمى‏ شدند، به آنها بگو: اگر قادر به پیش بینى حوادث آینده هستید مرگ را از خودتان دور سازید اگر راست مى‏ گویید»

(آیه ۱۶۹)- زندگان جاوید!

این آیه و دو آیه بعد از آن، بعد از حادثه احد نازل شده است. اما مضمون و محتواى آن تعمیم دارد و همه شهدا حتى شهداى بدر را که چهارده نفر بودند شامل مى ‏شود و در آن مقام شامخ و بلند شهیدان را یاد کرده و مى ‏گوید: «اى پیامبر! هرگز گمان مبر آنها که در راه خدا کشته شدند مرده ‏اند»
در اینجا روى سخن فقط به پیامبر است تا دیگران حساب خود را بکنند.
«بلکه آنها زنده‏ اند و نزد پروردگارشان روزى داده مى‏ شوند»!
منظور از حیات و زندگى در اینجا همان حیات و زندگى برزخى است که ارواح در عالم پس از مرگ دارند و این اختصاصى به شهیدان ندارد، ولى از آنجا که شهیدان به قدرى غرق مواهب حیات معنوى هستند که گویا زندگى سایر برزخیان در مقابل آنها چیزى نیست، تنها از آنها نام برده شده است.

(آیه ۱۷۰)- در این آیه به گوشه‏ اى از مزایا و برکات فراوان زندگى برزخى شهیدان اشاره کرده و مى ‏فرماید: «آنها به خاطر نعمتهاى فراوانى که خداوند از فضل خود به آنها بخشیده است خوشحالند»
خوشحالى دیگرشان به خاطر برادران مجاهد آنهاست، همان‏طور که قرآن مى‏ گوید: «و به خاطر کسانى که هنوز به آنها ملحق نشده ‏اند (مجاهدان و شهیدان آینده، نیز) شادمانند (زیرا مقامات برجسته آنها را در آن جهان مى ‏بینند و مى ‏دانند) که نه ترسى بر آنهاست و نه غمى» از روز رستاخیز و حوادث وحشتناک آن.

(آیه ۱۷۱)- این آیه در حقیقت تأکید و توضیح بیشترى در باره بشارتهایى است که شهیدان بعد از کشته شدن دریافت مى‏ کنند «آنها از دو جهت خوشحال و مسرور مى ‏شوند: نخست از این جهت که نعمتهاى خداوند را دریافت مى‏ دارند، نه تنها نعمتهاى او بلکه فضل او (که همان افزایش و تکرار نعمت است) نیز شامل حال آنها مى‏ شود»
دیگر این که «آنها مى ‏بینند که خدا پاداش مؤمنان را ضایع نمى ‏کند» نه پاداش شهیدان و نه پاداش مجاهدان راستینى که شربت شهادت ننوشیدند.

(آیه ۱۷۲)- غزوه حمراء الأسد: گفتیم در پایان جنگ احد، لشکر فاتح ابو سفیان، پس از پیروزى به سرعت راه مکه را پیش گرفتند، هنگامى که به سرزمین «روحاء» رسیدند از کار خود سخت پشیمان شدند و تصمیم به مراجعت به مدینه و نابود کردن باقیمانده مسلمانان گرفتند، این خبر به پیامبر رسید، فورا دستور داد لشکر احد خود را براى شرکت در جنگ دیگرى آماده کنند این خبر به لشکر قریش رسید و از این مقاومت عجیب به وحشت افتادند! در این موقع جریان دیگرى روحیه آنها را ضعیفتر ساخت، و آن این که یکى از مشرکان به نام «معبد الخزاعى» مشاهده وضع پیامبر و یارانش او را به سختى تکان داد و به پیامبر صلّى اللّه علیه و آله گفت: مشاهده وضع شما براى ما بسیار ناگوار است. این سخن را گفت و از آنجا گذشت و در سرزمین «روحاء» به لشکر ابو سفیان رسید، ابو سفیان از او در باره پیامبر اسلام سؤال کرد، او در جواب گفت: محمد را دیدم با لشکرى انبوه در تعقیب شما هستند! ابو سفیان و یاران او تصمیم به عقب نشینى گرفتند، و از جمعى از قبیله عبد القیس که از آنجا مى‏ گذشتند خواهش کردند که به پیامبر اسلام خبر برسانند که ابو سفیان و بت‏پرستان قریش با لشکر انبوهى به سوى مدینه مى‏ آیند تا بقیه یاران پیامبر را از پاى در آورند.
هنگامى که این خبر به پیامبر و مسلمانان رسید، گفتند: «خدا ما را کافى است و او بهترین مدافع ما است».
اما هر چه انتظار کشیدند خبرى از لشکر دشمن نشد، لذا پس از سه روز توقف، به مدینه بازگشتند. این آیه و دو آیه بعد، اشاره به این ماجرا مى‏ کند، و مى‏ گوید:
«آنها که دعوت خدا و پیامبر صلّى اللّه علیه و آله را اجابت کردند و بعد از آن همه جراحاتى که روز احد پیدا نمودند (آماده شرکت در جنگ دیگرى با دشمن شدند) از میان این افراد براى آنها که نیکى کردند و تقوا پیش گرفتند (یعنى با نیت پاک و اخلاص کامل در میدان شرکت کردند) پاداش بزرگى خواهد بود»

(آیه ۱۷۳)- در این آیه یکى از نشانه‏ هاى زنده پایمردى و استقامت آنها را به این صورت بیان مى‏ کند «اینها همان کسانى بودند که جمعى از مردم (اشاره به کاروان عبد القیس و به روایتى اشاره به نعیم بن مسعود است که آورنده این خبر بودند) به آنها گفتند: لشکر دشمن اجتماع کرده و آماده حمله ‏اند، از آنها بترسید اما آنها نترسیدند، بلکه بعکس بر ایمان آنها افزوده شد و گفتند: خدا ما را کافى است و او بهترین حامى است».

منبع: برگزیده تفسیر نمونه

۹۷/۰۵/۰۳



موافقین۰




مخالفین۰


تعداد بازدید : ۷

۴ام مرداد ۱۳۹۷ بلاگی

تلاوت تصویری

دریافت با کیفیت ۱۰۸۰p


ترجمه صوتی نمایشی
“برگرفته از نرم افزار فاخر طنین وحی تولید مرکز خدمات رایانه‌ای حوزه علمیه اصفهان”

«دریافت نرم افزار طنین وحی»


تفسیر مختصر آیات ۱۷۴ تا ۱۸۰ سوره آل عمران (صفحه ۷۳)

(آیه ۱۷۴)- به دنبال آن ایمان و پایمردى آشکار، قرآن در این آیه نتیجه عمل آنها را بیان کرده، چنین مى‏ گوید: «آنها از این میدان، با نعمت و فضل پروردگار برگشتند»
سپس به عنوان تأکید مى‏فرماید: «آنها در این جریان، کوچکترین ناراحتى ندیدند» با این که «خشنودى خدا را به دست آوردند و از فرمان او متابعت کردند» «و خداوند، فضل و انعام بزرگى دارد که در انتظار مؤمنان واقعى و مجاهدان راستین است»

(آیه ۱۷۵)- این آیه دنباله آیاتى است که در باره غزوه «حمراء الاسد» نازل گردید و در آن مى‏ فرماید: «این فقط شیطان است که پیروان خود را (با سخنان و شایعات بى ‏اساس) مى ‏ترساند از آنها نترسید و تنها از من بترسید اگر ایمان دارید»
تعبیر از نعیم بن مسعود و یا کاروان عبد القیس به شیطان یا به خاطر این است که عمل آنها به راستى عمل شیطانى بود و یا منظور از شیطان، خود این اشخاص مى ‏باشند و این از مواردى است که شیطان بر مصداق انسانى آن گفته شده.
بنابراین معنى آیه چنین است: عمل نعیم بن مسعود و یا کاروان عبد القیس فقط یک عمل شیطانى است که براى ترساندن دوستان شیطان صورت گرفته.

(آیه ۱۷۶)- تسلیت به پیامبر صلّى اللّه علیه و آله در این آیه روى سخن به پیامبر است و به دنبال حادثه دردناک احد خداوند او را تسلیت داده، مى‏ گوید: «اى پیامبر! از این که مى‏ بینى جمعى در راه کفر بر یکدیگر پیشى مى‏ گیرند، و گویا با هم مسابقه گذاشته‏ اند، هیچ گاه غمگین مباش»
«زیرا، آنها هرگز هیچ گونه زیانى به خداوند نمى‏ رسانند»
اصولا نفع و ضرر براى موجوداتى است که وجودشان از خودشان نیست اما خداوند ازلى و ابدى که از هر جهت بى‏نیاز است کفر و ایمان مردم کوششها و تلاشهاى آنها در این راه چه اثرى براى خداوند مى‏ تواند داشته باشد؟
و اگر مى‏ بینى آنها به اراده خود راه کفر را در پیش مى‏گیرند «خدا مى‏ خواهد (آنها را در این راه، آزاد بگذارد و چنان به سرعت راه کفر را بپویند) که کمترین بهره‏ اى در آخرت نداشته باشند، بلکه عذاب عظیم در انتظار آنها باشد»

(آیه ۱۷۷)- در این آیه مطلب را بطور وسیعتر، عنوان کرده و مى‏ فرماید: نه تنها افرادى که به سرعت در راه کفر، پیش مى‏ روند چنین هستند «بلکه تمام کسانى که به نوعى راه کفر را پیش گرفته ‏اند و ایمان را از دست داده و در مقابل آن، کفر خریدارى نموده‏ اند، هرگز به خدا زیان نمى‏ رسانند» و زیان آن، دامنگیر خودشان مى‏ شود.
و در پایان آیه مى‏ فرماید: «آنها عذاب دردناکى دارند»

(آیه ۱۷۸)- سنگین بارها!

این آیه نیز بحثهاى مربوط به حادثه احد و حوادث بعد از آن را تکمیل مى‏ کند زیرا، یک جا روى سخن را به پیامبر و در جاى دیگر به مؤمنان و در اینجا روى سخن به مشرکان است و در باره سرنوشت شومى که در پیش دارند سخن مى‏ گوید، و مى‏ فرماید: «گمان نکنند آنهایى که کافر شدند، مهلتى که به ایشان مى‏ دهیم براى آنها خوب است»
سپس مى‏ فرماید: «بلکه مهلت مى‏ دهیم تا به گناه و طغیان خود بیفزایند»
و در پایان آیه به سرنوشت آنها اشاره کرده مى‏ فرماید: «و براى آنها عذاب خوار کننده‏ اى است»
آیه فوق به آنها اخطار مى‏ کند که هرگز نباید امکاناتى را که خدا در اختیارشان گذاشته و پیروزی هایى که گاه‌گاه نصیبشان مى‏ شود و آزادى عملى که دارند دلیل بر این بگیرند که افرادى صالح و درستکار هستند و یا نشانه‏ اى از خشنودى خدا نسبت به خودشان فکر کنند.
ضمنا، آیه فوق به این سؤال که در ذهن بسیارى وجود دارد، پاسخ مى‏ گوید که چرا جمعى از ستمگران و افراد گنهکار و آلوده این همه غرق نعمتند و مجازات نمى‏ بینند. قرآن مى‏ گوید: اینها افراد غیر قابل اصلاحى هستند که طبق سنت آفرینش و اصل آزادى اراده و اختیار به حال خود واگذار شده ‏اند، تا به آخرین مرحله سقوط برسند و مستحق حد اکثر مجازات شوند.

(آیه ۱۷۹)- مسلمانان تصفیه مى‏ شوند!

قبل از حادثه احد موضوع «منافقان» زیاد مطرح نبود، اما بعد از شکست احد و آماده شدن زمینه براى فعالیت منافقان، مسلمانان فهمیدند دشمنانى خطرناکتر دارند و این یکى از نتایج حادثه احد بود.
آیه مورد بحث که آخرین آیه‏ اى است که در اینجا از حادثه احد بحث مى‏ کند این حقیقت را به صورت یک قانون کلى بیان نموده و مى‏ گوید: «چنین نبود که خداوند مؤمنان را به همان صورت که شما هستید واگذارد (و آنها را تصفیه نکند) مگر آن که ناپاک را از پاک متمایز و جدا سازد»
این یک حکم عمومى است که هر کس ادعاى ایمان کند به حال خود رها نمى‏ شود بلکه با آزمایش هاى پى در پى خداوند، بالاخره اسرار درون او فاش مى‏ گردد.
در اینجا ممکن بود سؤالى مطرح شود و آن این که خدا که از اسرار درون همه کس آگاه است چه مانعى دارد که مردم را از وضع آنها آگاه کند و از طریق علم غیب، مؤمن از منافق شناخته شود.
قسمت دوم آیه به این سؤالات پاسخ مى‏ گوید که: «هیچ گاه خداوند اسرار پنهانى و علم غیب را در اختیار شما نخواهد گذارد»
زیرا آگاهى بر اسرار نهانى مشکلى را براى مردم حل نمى‏ کند بلکه باعث از هم پاشیدن پیوندهاى اجتماعى و از بین رفتن تلاش و کوشش در میان توده مردم مى‏ گردد.
و از همه مهمتر این که باید ارزش اشخاص از طریق اعمال آنها روشن گردد.
سپس پیامبران خدا را، از این حکم استثناء کرده و مى‏ فرماید: «خداوند هر زمان بخواهد از میان پیامبرانش، کسانى را انتخاب مى‏ کند و گوشه ‏اى از «علم غیب» بى‏ پایان خود و اسرار درون مردم را که شناخت آن براى تکمیل رهبرى آنها لازم است در اختیار آنان قرار مى‏ دهد»
منظور از «مشیت» و خواست خدا، همان «اراده آمیخته با حکمت» است یعنى خدا هر کس را شایسته ببیند و حکمتش اقتضا کند، به اسرار غیب آگاه مى‏ سازد.
در پایان آیه، خاطر نشان مى‏سازد، اکنون که میدان زندگى میدان آزمایش و جدا سازى پاک از ناپاک و مؤمن از منافق است، پس شما براى این که از این بوته آزمایش، خوب به درآیید «به خدا و پیامبران او ایمان آورید»
اما تنها به ایمان آوردن اکتفا نمى‏ کند و مى ‏فرماید «اگر ایمان بیاورید و تقوا پیشه کنید، اجر و پاداش بزرگ در انتظار شماست»

(آیه ۱۸۰)- طوق سنگین اسارت!

این آیه سرنوشت بخیلان را در روز رستاخیز، توضیح مى‏ دهد، همانها که در جمع آورى و حفظ ثروت مى‏ کوشند و از انفاق کردن در راه بندگان خدا، خود دارى مى‏ کنند.
گر چه در آیه، نامى از زکات و حقوق واجب مالى برده نشده، ولى در روایات اهل بیت علیهم السّلام و گفتار مفسران، آیه به مانعان زکات تخصیص داده شده است.
آیه مى‏ گوید: «افرادى که بخل مى‏ ورزند و از آنچه خداوند از فضل خود به آنها داده در راه او نمى‏ دهند، تصور نکنند به سود آنهاست، بلکه این کار به زیان آنها تمام مى‏ شود»
«بلکه (بر خلاف تصور آنها) این کار به زیان آنها تمام مى‏ شود»
سپس سرنوشت آنها را در رستاخیز، چنین توصیف مى‏ کند: «به زودى در روز قیامت آنچه (اموالى) را که نسبت به آن بخل ورزیدند، همانند طوقى در گردنشان مى‏ افکنند»
از این جمله استفاده مى‏ شود، اموالى که حقوق واجب آن، پرداخت نشده و اجتماع از آن بهره‏ اى نگرفته است و تنها در مسیر هوس هاى فردى و گاهى مصارف جنون آمیز به کار گرفته شده و یا بى‏ دلیل روى هم انباشته گردیده، همانند سایر اعمال زشت انسان، در روز رستاخیز طبق قانون «تجسم اعمال» تجسم مى‏ یابد. و به صورت عذاب دردناکى در خواهد آمد.
سپس آیه اشاره به یک نکته دیگر مى‏ کند، و مى‏ گوید: این اموال چه در راه خدا و بندگان او انفاق شود یا نشود بالاخره از صاحبان آن جدا خواهد شد «و خداوند وارث همه میراثهاى زمین و آسمان خواهد بود»
اکنون که چنین است چه بهتر که پیش از جدا شدن از آنها، از برکات معنوى آن بهره‏ مند گردند، نه تنها از حسرت و مسؤولیت آن! و در پایان آیه مى‏ فرماید: «خدا از اعمال شما آگاه است»
بنابراین، اگر بخل بورزید مى‏ داند و اگر در راه کمک به جامعه انسانى از آن استفاده کنید آن را نیز مى‏ داند و به هر کس پاداش مناسبى خواهد داد.

منبع: برگزیده تفسیر نمونه

۹۷/۰۵/۰۳



موافقین۰




مخالفین۰


تعداد بازدید : ۸

۳ام مرداد ۱۳۹۷ بلاگی

تلاوت تصویری

دریافت با کیفیت ۱۰۸۰p


ترجمه صوتی نمایشی

“برگرفته از نرم افزار فاخر طنین وحی تولید مرکز خدمات رایانه‌ای حوزه علمیه اصفهان”

«دریافت نرم افزار طنین وحی»


تفسیر مختصر آیات ۱۵۴ تا ۱۵۷ سوره آل عمران (صفحه ۷۰)

(آیه ۱۵۴)- شب بعد از جنگ احد، شب دردناک و پر اضطرابى بود، مسلمانان پیش بینى مى‏ کردند که سربازان فاتح قریش بار دیگر به مدینه باز گردند. در این میان مجاهدان راستین و توبه کنندگانى که از فرار احد پشیمان شده بودند، به لطف پروردگار اعتماد داشتند و به وعده‏ هاى پیغمبر دلگرم بودند آیه مورد بحث ماجراى آن شب را تشریح مى‏ کند و مى ‏گوید: «سپس بعد از آن همه غم و اندوه روز احد، آرامش را بر شما نازل کرد» (ثُمَّ أَنْزَلَ عَلَیْکُمْ مِنْ بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً).
«این آرامش همان خواب سبکى بود که جمعى از شما را فرا گرفت، اما جمع دیگرى بودند که تنها به فکر جان خود بودند و به چیزى جز نجات خویش نمى‏ اندیشدند و به همین جهت آرامش را بکلى از دست داده بودند» (نُعاساً یَغْشى‏ طائِفَةً مِنْکُمْ وَ طائِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ).
سپس به تشریح گفتگوها و افکار منافقان و افراد سست ایمان که در آن شب بیدار ماندند پرداخته مى ‏گوید: «آنها در باره خدا گمانهاى نادرست همانند گمانهاى دوران جاهلیت و قبل از اسلام داشتند و در افکار خود احتمال دروغ بودن وعده ‏هاى پیامبر را مى‏دادند» (یَظُنُّونَ بِاللَّهِ غَیْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجاهِلِیَّةِ).
و به یکدیگر و یا خویشتن مى‏ گفتند: «آیا ممکن است با این وضع دلخراشى که مى ‏بینیم پیروزى نصیب ما بشود»؟ (هَلْ لَنا مِنَ الْأَمْرِ مِنْ شَیْ‏ءٍ).
یعنى، بسیار بعید و یا غیر ممکن است، قرآن در جواب آنها مى ‏گوید: «بگو:
آرى! پیروزى به دست خداست و اگر او بخواهد و شما را شایسته ببیند نصیب شما خواهد شد» (قُلْ إِنَّ الْأَمْرَ کُلَّهُ لِلَّهِ).
«آنها در دل خود امورى را پنهان مى ‏دارند که براى تو آشکار نمى‏ سازند» (یُخْفُونَ فِی أَنْفُسِهِمْ ما لا یُبْدُونَ لَکَ).
گویا آنها چنین مى‏ پنداشتند که شکست احد نشانه نادرست بودن آیین اسلام است و لذا «مى‏ گفتند: اگر ما بر حق بودیم و سهمى از پیروزى داشتیم در اینجا این همه کشته نمى ‏دادیم» (یَقُولُونَ لَوْ کانَ لَنا مِنَ الْأَمْرِ شَیْ‏ءٌ ما قُتِلْنا هاهُنا).
خداوند در پاسخ آنها به دو مطلب اشاره مى‏ کند، مى‏ فرماید: «بگو: اگر هم در خانه‏ هاى خود بودید آنهایى که کشته شدن بر آنها مقرر شده بود قطعا به سوى آرامگاه خود بیرون مى‏ آمدند» و آنها را به قتل مى‏ رساندند (قُلْ لَوْ کُنْتُمْ فِی بُیُوتِکُمْ لَبَرَزَ الَّذِینَ کُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقَتْلُ إِلى‏ مَضاجِعِهِمْ).
دیگر این که «باید این حوادث پیش بیاید که خداوند آنچه در دل دارید بیازماید و صفوف مشخص گردد (و به علاوه افراد تدریجا پرورش یابند) و نیات آنها خالص و ایمان آنها محکم و قلوب آنها پاک شود» (وَ لِیَبْتَلِیَ اللَّهُ ما فِی صُدُورِکُمْ وَ لِیُمَحِّصَ ما فِی قُلُوبِکُمْ).
در پایان آیه مى‏ گوید: «خداوند اسرار درون سینه ‏ها را مى‏ داند» (وَ اللَّهُ عَلِیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ).
و به همین دلیل تنها به اعمال مردم نگاه نمى‏ کند بلکه مى‏ خواهد قلوب آنها را نیز بیازماید و از هر گونه آلودگى به شرک و نفاق و شک و تردید پاک سازد.

(آیه ۱۵۵)- گناه سر چشمه گناه دیگر است!

این آیه که باز ناظر به حوادث جنگ احد است حقیقت دیگرى را بازگو مى‏ کند و آن این که: لغزشهایى که بر اثر وسوسه‏ هاى شیطانى به انسان دست مى ‏دهد بر اثر گناهان پیشین در انسان فراهم شده، و گر نه وسوسه‏ هاى شیطانى در دلهاى پاک که آثار گناهان سابق در آن نیست اثرى در آن نمى‏ گذارد و لذا مى‏ فرماید: «آنهایى که در میدان احد فرار کردند شیطان آنان را به سبب پاره ‏اى از اعمالشان به لغزش انداخت، اما خدا آنها را بخشید، خداوند آمرزنده و حلیم است» (إِنَّ الَّذِینَ تَوَلَّوْا مِنْکُمْ یَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّیْطانُ بِبَعْضِ ما کَسَبُوا وَ لَقَدْ عَفَا اللَّهُ عَنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِیمٌ).

(آیه ۱۵۶)- بهره ‏بردارى منافقان!

حادثه احد زمینه را براى سمپاشى دشمنان و منافقان آماده ساخت، به همین دلیل آیات زیادى براى خنثى کردن این سمپاشی ها نازل گردید در این آیه نیز به منظور درهم کوبیدن فعالیتهاى تخریبى منافقان و هشدار به مسلمانان، نخست به مؤمنان خطاب کرده، مى‏ گوید: «اى کسانى که ایمان آورده ‏اید! شما همانند کافران نباشید که هنگامى که برادرانشان (در راه خدا) به مسافرتى مى‏ روند و یا در صف مجاهدان قرار مى‏ گیرند و کشته مى‏ شوند مى‏ گویند: افسوس اگر نزد ما بودند نمى‏ مردند و کشته نمى ‏شدند» (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَکُونُوا کَالَّذِینَ کَفَرُوا وَ قالُوا لِإِخْوانِهِمْ إِذا ضَرَبُوا فِی الْأَرْضِ أَوْ کانُوا غُزًّى لَوْ کانُوا عِنْدَنا ما ماتُوا وَ ما قُتِلُوا).
اگر شما مؤمنان تحت تأثیر سخنان گمراه کننده آنان قرار گیرید و همان حرفها را تکرار کنید طبعا روحیه شما ضعیف گشته و از رفتن به میدان جهاد و سفر در راه خدا خوددارى خواهید کرد و آنها به هدف خود نائل مى‏ شوند، ولى شما این گونه سخنان را نگویید «تا خدا این حسرت را بر دل آنها (کافران) بگذارد» (لِیَجْعَلَ اللَّهُ ذلِکَ حَسْرَةً فِی قُلُوبِهِمْ).
سپس قرآن به سمپاشى آنها سه پاسخ منطقى مى ‏دهد:
۱- مرگ و حیات در هر حال به دست خداست (و مسافرت و یا حضور در میدان جنگ نمى‏ تواند مسیر قطعى آن را تغییر دهد) و خداوند زنده مى‏ کند و مى ‏میراند و خدا به آنچه انجام مى‏ دهید بیناست» (وَ اللَّهُ یُحْیِی وَ یُمِیتُ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ).

(آیه ۱۵۷)- دوم: «تازه اگر در راه خدا بمیرید یا کشته شوید (و به گمان منافقان مرگى زودرس دامن شما را بگیرد چیزى از دست نداده ‏اید) زیرا آمرزش و رحمت پروردگار از تمام اموالى که شما یا منافقان با ادامه حیات براى خود جمع آورى می ‏کنید بالاتر است» (وَ لَئِنْ قُتِلْتُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَوْ مُتُّمْ لَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَحْمَةٌ خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُونَ).

منبع: برگزیده تفسیر نمونه

۹۷/۰۵/۰۲



موافقین۰




مخالفین۰


تعداد بازدید : ۷

۳ام مرداد ۱۳۹۷ بلاگی

تلاوت تصویری

دریافت با کیفیت ۱۰۸۰p


ترجمه صوتی نمایشی

“برگرفته از نرم افزار فاخر طنین وحی تولید مرکز خدمات رایانه‌ای حوزه علمیه اصفهان”

«دریافت نرم افزار طنین وحی»


تفسیر مختصر آیات ۱۵۸ تا ۱۶۵ سوره آل عمران (صفحه ۷۱)

(آیه ۱۵۸) – سوم: از همه گذشته مرگ به معنى فنا و نابودى نیست که این قدر از آن وحشت دارید بلکه دریچه‏ اى است به سوى زندگانى دیگرى در سطحى بسیار وسیعتر و آمیخته با ابدیت «و اگر بمیرید و یا کشته شوید به سوى خدا باز مى‏ گردید».

(آیه ۱۵۹)- فرمان عفو عمومى!

این آیه نیز ناظر به حوادث احد است، زیرا بعد از مراجعت مسلمانان از احد، کسانى که از جنگ فرار کرده بودند، اطراف پیامبر را گرفته و ضمن اظهار ندامت، تقاضاى عفو و بخشش مى‏ کردند.
خداوند در این آیه، عفو عمومى آنها را صادر کرد و پیامبر صلّى اللّه علیه و آله با آغوش باز، خطاکاران توبه کار را پذیرفت.
نخست اشاره به یکى از مزایاى فوق العاده اخلاقى پیامبر صلّى اللّه علیه و آله کرده، مى ‏فرماید: «در پرتو رحمت و لطف پروردگار، تو با مردم مهربان شدى در حالى که اگر خشن و تندخو و سنگدل بودى از اطراف تو پراکنده مى ‏شدند»
سپس دستور مى‏ دهد که «از تقصیر آنان بگذر، و آنها را مشمول عفو خود گردان و براى آنها طلب آمرزش کن»
بعد از فرمان عفو عمومى، براى زنده کردن شخصیت مسلمانان و تجدید حیات فکرى و روحى آنان دستور مى‏ دهد که باز هم «در کارها با آنها مشورت کن و رأى و نظر آنها را بخواه»
سپس قرآن در ادامه مى‏ افزاید: «اما هنگامى که تصمیم گرفتى (قاطع باش و) بر خدا توکل کن، زیرا خداوند متوکلان را دوست دارد»
همان اندازه که به هنگام مشورت باید، نرمش و انعطاف به خرج داد، در موقع اتخاذ تصمیم نهایى باید قاطع بود. بنابراین، پس از برگزارى مشاوره و روشن شدن نتیجه مشورت، باید هر گونه تردید و دو دلى و آراء پراکنده را کنار زد و با قاطعیت تصمیم گرفت و این همان چیزى است که در آیه فوق از آن تعبیر به «عزم» شده است و آن تصمیم قاطع مى‏ باشد.
ضمنا از این آیه استفاده مى‏ شود که توکل باید حتما بعد از مشورت و استفاده از همه امکاناتى که انسان در اختیار دارد قرار گیرد.

(آیه ۱۶۰)- نتیجه توکل!

در این آیه که مکمل آیه قبل است، نکته توکل بر خداوند بیان شده است و آن این که: قدرت او بالاترین قدرتهاست و «اگر خداوند شما را یارى کند هیچ کس بر شما پیروز نخواهد شد، و اگر دست از یارى شما بردارد کیست که بعد از او شما را یارى کند»
در آیه گذشته روى سخن به پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله بود و به او دستور مى‏ داد، اما در این آیه روى سخن به همه مؤمنان است و به آنها مى‏گوید: همانند پیامبر، باید بر ذات پاک خدا تکیه کنند، و لذا در پایان آیه مى‏ خوانیم: «و مؤمنان تنها بر ذات خداوند، باید توکل کنند»

(آیه ۱۶۱)- هر گونه خیانتى ممنوع!

هنگامى که بعضى از تیراندازان احد مى‏ خواستند سنگر خود را براى جمع آورى غنیمت تخلیه کنند، امیر آنان، دستور داد از جاى خود حرکت نکنید رسول خدا شما را از غنیمت محروم نخواهد کرد.
ولى آن دنیاپرستان براى پنهان ساختن چهره واقعى خود گفتند: ما مى ‏ترسیم پیغمبر در تقسیم غنایم ما را از نظر دور دارد.
قرآن در پاسخ آنها مى‏ گوید: آیا شما چنین پنداشتید که پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله به شما خیانت خواهد کرد «در حالى که هیچ پیغمبرى ممکن نیست، خیانت کند»
البته روشن است خیانت براى هیچ کس مجاز نیست خواه پیامبر باشد یا غیر پیامبر، ولى از آنجا که گفتگوى عذر تراشان جنگ «احد» در باره پیامبر صلّى اللّه علیه و آله بود آیه نیز نخست سخن از پیامبران مى‏ گوید و سپس اضافه مى‏نماید: «هر کس خیانت کند، روز رستاخیز آنچه را در آن خیانت کرده، به عنوان مدرک جنایت بر دوش خویش حمل مى ‏کند و یا همراه خود به صحنه محشر مى‏ آورد» و به این ترتیب، در برابر همگان رسوا مى ‏شود.
«سپس به هر کس آنچه انجام داده و به دست آورده، داده مى‏ شود و در باره هیچ کس ظلم و ستمى نمى‏ شود»

(آیه ۱۶۲)- آنها که در جهاد شرکت نکردند!

در آیات گذشته در جوانب مختلف جنگ احد و نتایج آن بحث شد. اکنون نوبت منافقان و مؤمنان سست ایمانى است که به پیروى از آنها در میدان جنگ حضور نیافتند، آیه مورد بحث سرنوشت آنها را تشریح مى‏ کند و مى‏ گوید: «آیا کسانى که فرمان خدا را اطاعت کردند و از خشنودى او پیروى نمودند، همانند کسانى هستند که به سوى خشم خدا باز گشتند و جایگاه آنها جهنم و بازگشت و پایان کار آنها، زشت و ناراحت کننده است»

(آیه ۱۶۳)- در این آیه مى ‏فرماید: «هر یک از آنها (منافقان و مجاهدان) براى خود درجه و موقعیتى در پیشگاه خدا دارند». و در پایان آیه مى‏ فرماید: «خداوند نسبت به اعمال همه آنها بیناست» و به خوبى مى‏داند هر کس طبق نیت و ایمان و عمل خود شایسته کدامین درجه است.

(آیه ۱۶۴)- بزرگترین نعمت خداوند!

در این آیه، سخن از بزرگترین نعمت الهى یعنى نعمت «بعثت پیامبر اسلام» به میان آمده است و در حقیقت، پاسخى است به سؤالاتى که در ذهن بعضى از تازه مسلمانان، بعد از جنگ احد خطور مى‏ کرد، که چرا ما این همه گرفتار مشکلات و مصائب شویم؟ قرآن به آنها مى‏ گوید: «خداوند بر مؤمنان منت گذارد (نعمت بزرگى بخشید) هنگامى که در میان آنها پیامبرى برانگیخت»
سپس مى‏ فرماید: یکى از مزایاى این پیامبر این است که: «او از جنس خود آنها و از نوع بشر است». سپس مى‏ گوید: این پیامبر سه برنامه مهم را در باره آنها اجرا مى‏ کند نخست این که «آیات پروردگار را بر آنها بخواند و (دیگر این که) آنان را پاک کند و کتاب و حکمت بیاموزد هر چند پیش از آن در گمراهى آشکار بودند»
تعلیم، یعنى وارد ساختن حقایق دین در درون جان آنها و به دنبال آن تزکیه نفوس و تربیت ملکات اخلاقى و انسانى و از آنجا که هدف اصلى و نهایى تربیت است در آیه، قبل از تعلیم ذکر شده، در حالى که از نظر ترتیب طبیعى، تعلیم بر تربیت مقدم است.
مردم دنیا بویژه مردم جزیرة العرب در زمان بعثت پیامبر اسلام صلّى اللّه علیه و آله در ضلالت و گمراهى روشنى بودند، سیه روزى و بدبختى، جهل و نادانى، و آلودگیهاى گوناگون معنوى در آن عصر، تمام نقاط جهان را فرا گرفته بود، و این وضع نابسامان بر کسى پوشیده نبود.

(آیه ۱۶۵)- بررسى دیگرى روى جنگ احد!

جمعى از مسلمانان از نتایج دردناک جنگ، غمگین و نگران بودند، خداوند در این آیه سه نکته را به آنها گوشزد مى‏ کند:
۱- شما نباید از نتیجه یک جنگ نگران باشید، بلکه همه برخوردهاى خود را با دشمن روى هم محاسبه کنید «اگر به شما در این میدان، مصیبتى رسید در میدان دیگر (میدان جنگ بدر) دو برابر آن را به دشمن وارد ساختید»
زیرا آنها در احد هفتاد نفر از شما را شهید کردند، در حالى که هیچ اسیر نگرفتند ولى شما در بدر هفتاد نفر از آنها را به قتل رساندید و هفتاد نفر را اسیر کردید.
۲- «شما مى‏ گویید: این مصیبت از کجا دامنگیرتان شد»؛ ولى «اى پیامبر! به آنها بگو: این مصیبت از وجود خود شما سر چشمه گرفته و عوامل شکست را باید در خودتان جستجو کنید»
۳- شما نباید از آینده، نگران باشید «زیرا خداوند بر همه چیز قادر و تواناست» و اگر نقاط ضعف خود را جبران کنید، مشمول حمایت او خواهید شد.

منبع: برگزیده تفسیر نمونه

۹۷/۰۵/۰۲



موافقین۰




مخالفین۰


تعداد بازدید : ۵