چگونه راستگویی را در کودکان پرورش دهیم؟ · روانشناسی




۲۸ام خرداد ۱۳۹۷ بلاگی

چگونه راستگویی را در کودکان پرورش دهیم؟

همیشه برای والدین مهم بوده که فرزندانی راستگو تربیت کنند ولی جو سیاسی پردرروغ و نیرنگی که سالهای اخیر بوجود آمده، اهمیت آن را دوچندان کرده است. اما سوال اینجاست که چگونه؟ چگونه فرزندانمان را راستگو بار بیاوریم؟

چگونه راستگویی را در کودکان پرورش دهیم؟ | از شما دعوت می‌کنیم این مطلب را دنبال کنید.

راستگویی از آندسته صفاتی است که همه مردم دنیا صرفنظر از رنگ، نژاد، دین، فرهنگ و … برای آن ارزش قائلند، زیرا راستگویی یک ویژگی‌ اخلاقی انسانی است. همیشه برای والدین مهم بوده که فرزندانی راستگو تربیت کنند ولی جو سیاسی پردرروغ و نیرنگی که سالهای اخیر بوجود آمده، اهمیت آن را دوچندان کرده است. اما سوال اینجاست که چگونه؟  چگونه فرزندانمان را راستگو بار بیاوریم؟

دروغگویی در کودکان

اولین نکته‌ای که در پاسخ به این سوال باید یادآوری کرد اینست که #کودکان راستگو متولد می‌شوند، البته منظورم این نیست که در هنگام تولد ژن راستگویی دارند یا بخش‌های معینی از مغزشان به راستگویی اختصاص یافته، منظورم اینست که کودکان اصلا نمی‌توانند دروغ بگویند زیرا #دروغگویی یک فرایند پیچیده شناختی است که ما قبل از اکتساب آن باید بتوانیم ۳ چیز را درک کنیم:
-اول اینکه باید درک کنیم هر کسی ذهنیات و تفکرات منحصر بفرد خود را دارد که لزوما شبیه مال ما نیست
-دوم اینکه درک کنیم باورهای افراد لزوما منطبق بر واقعیت نیست و ممکن است فرد باورهای غلطی داشته باشد
-و سوم اینکه درک کنیم ما می‌توانیم از این باورهای غلط سود ببریم.
و کودکان چون هنوز این ۳ ویژگی را کسب نکرده‌اند نمی‌توانند دروغ بگویند. توانایی استدلال کردن به این شیوه درباره کیفیات ذهنی افراد دیگر “نظریه ذهن” نامیده می‌شود (مترجم: نظریه ذهن یعنی توانایی نسبت دادن کیفیت‌های مختلف ذهنی- باورها، نیات، امیال، تظاهرات، دانسته‌ها و …- به دیگران و درک این موضوع که هر کسی کیفیت‌های ذهنی منحصربفردی دارد که با مال ما فرق می‌کند). هرچند تصور کردن ذهنیت دیگران ممکن است برای بزرگسالان مسئله‌ای عادی بنظر برسد ولی برای کودکان اینچنین نیست و کودکان تا حدود ۵ سالگی در آزمونهایی که درباره نظریه ذهن از آنها گرفته می‌شود، شکست می‌خورند.
برای مثال دو دختربچه – سالی و آنا -را تصور کنید که درحال تیله‌بازی هستند. وقتی که بازی‌شان تمام شد سالی تیله‌ها را درون کاسه‌ای می‌اندازند تا گم نشوند و سپس اتاق را ترک می‌کند. اما بعد از رفتن سالی، آنا تیله‌ها را از کاسه درمی‌آورد و درون جعبه دیگری می‌اندازند. اگر سالی بخواهد دوباره با تیله‌ها بازی کند کجا بدنیال آنها خواهد گشت؟ مسلما درون کاسه زیرا آخرین بار آنها را آنجا گذاشته و اطلاع ندارد که آنا جای تیله‌ها را عوض کرده. این مسئله از دید شما خیلی عادی بنظر می‌رسد اما برای یک کودک به این سادگی نیست و اگر همین سوال را از تعدادی کودک ۳ ساله بپرسید اغلب آنها بشما می‌گویند ” سالی درون جعبه بدنبال تیله‌ها خواهد گشت”، چرا؟ زیرا آنها نمی‌توانند درک کنند که “یک شخص ممکن است باورهای اشتباهی داشته باشد” یا “باورها همیشه منطبق بر واقعیت نیستند”.
کودکان همین مشکل را با دروغگویی نیز دارند، لذا خیلی عجیب نیست که پس از سنین ۴ یا ۵ سالگی (یعنی همان زمانی که آهسته آهسته تست‌های نظریه ذهن را بدرستی پاسخ می‌دهند) نشانه‌های دروغگویی را نیز نشان می‌دهند.
در آزمایش مشابهی، از کودکان خواسته شد که وقتی آزمایشگران حواسشان نیست به یک اسباب‌بازی نگاه نکنند. رعایت کردن این مسئله برای کودکان سخت است بهمین‌خاطر طبیعتا ۸۰% آنها زیرچشمی‌به آن اسباب بازی نگاه کردند. جالب اینجاست که وقتی از کودکان حدود ۲ ساله پرسیده شد “آیا به آن اسباب بازی نگاه کرده‌اند یا نه؟” همه آنها اعتراف کردند که قانون را زیرپا گذاشته و دزدکی به آن نگاه کرده‌اند اما کودکان سنین بالاتر دراین باره دروغ گفتند.
این آزمایشات کمی‌مسئله را روشنتر می‌کنند؛ کودکان در حدود ۵ سالگی به دروغگویان قهاری مبدل می‌شوند و هرچند می‌دانند و تائید می‌کنند که دروغگویی اشتباه است ولی باز هم آن را مرتکب می‌شوند و فراتر از آن؛ شواهد نشان می‌دهند کودکان ۴ یا ۵ ساله اگر دورغشان نتیجه خوبی در بر داشته باشد از این دروغگویی احساس خیلی خوبی پیدا می‌کنند. مثال عملی این قضیه در جهان واقعی اینست که کودک پس از تقلب کردن نمره بهتری می‌گیرد یا بعد از دروغگویی از تنبیه شدن می‌گریزد.

چگونه فرزندانمان را به راستگویی سوق دهیم؟

محققان معتقدند چندراه برای اینکار وجود دارد:

۱-برای آنها داستانهایی که راستگویی را ترویج می‌دهند تعریف کنید.

پژوهش‌ها نشان می‌دهند خواندن یا تعریف کردن چنین داستانهایی منجر به ارزش پیدا کردن راستگویی نزد کودکان و در نتیجه راستگوتر شدن آنها می‌شود. اما این نکته را در نظر داشته باشید که تنها داستانهایی این اثرمندی را دارند که در مدح راستگویی باشند (مثلا داستان آن حاکمی‌که به کودکان چند دانه گل داد و از آنها خواست آن را پرورش دهند و …)  نه مذمت دروغگویی (مثل چوپان دروغگو)!

۲-اگر راستگویی برای کودکان سود داشته باشد آنها راستگو خواهند بود.

همانطور که اگر دروغگویی سود داشته باشد کودکان نسبت به دروغ گفتن احساس خوبی پیدا می‌کنند، اگر راستگویی نیز نتایج مثبتی در بر داشته باشد کودکان به آن تمایل پیدا می‌کنند. در پژوهشی در این‌باره برای کودکان داستانی تعریف شد که در آن فردی مقداری کلوچه را بی‌اجازه برداشته بود و بعد در مورد آن دروغ گفته بود. وقتی از کودکان خواسته شد در مورد اینکار قضاوت کنند، بیشتر کودکانی که والدین‌شان آنها را بخاطر حقیقت‌گویی پاداش داده بودند (یا تنبیه نکرده بودند) معتقد بودند که وقتی قانونی را زیرپا می‌گذاری (قانونی که والدین وضع کرده‌اند) بهتر است حقیقت را به آنها بگویی.

۳-الگوسازی راستگویی

کودکان بیشتر رفتارهای خود را از رفتارهایی که والدین و دیگر بزرگترها در خانه انجام می‌دهند الگوبرداری می‌کنند، پس خیلی عجیب نیست که والدین دروغگو فرزندان دروغگو داشته باشند. همچنین پژوهش‌ها نشان می‌دهند “اگر والدین دقیقا برای کودکان توضیح دهند که چرا نباید دروغ بگویند و چرا دروغگویی بد است، آنها تمایل بیشتری دارند که حقیقت را به والدینشان بگویند”.
در مجموع آنطور که پژوهش‌ها نشان می‌دهند والدین وقتی فرزندانشان به حدود ۵ سالگی می‌رسد باید انتظار دروغ شنیدن را از آنها داشته باشند و راههایی برای کم کردن و از بین بردن آن نیز وجود دارند. اولا اینکه والدین باید راستگویی را با پاداش‌دادن تقویت کنند، حتی اگر کودک کار خطایی انجام داده باشد و ثانیا اینکه برای کودک در مورد ارزش راستگویی داستانسرایی کنند و از همه مهمتر اینکه خودشان راست بگویند زیرا کودکان در سنین قبل از مدرسه بیش از همه چیز از رفتارهای والدین الگوبرداری می‌کنند.

روان نویس

دبیر سایت پُربازدیدترین‌ها

فاطمه کاظمی
فاطمه کاظمی
مطالب بیشتر از این دبیر

بیشتر بخوانید:


مطالب پیشنهادی